سواریم یا سواری میدهیم...!
در کشورهایی مانند کشور ما از آن جهت که در زمره ی کشور های جهان سوم دسته بندی میشویم در نتیجه بخش عظیم تبلیغات رسانه ای متوجه ما میشود پس با این توضیح باید این مطلب را برداشت کرد و در نظر آورد که متناسب با ظرفیت ما بوغچی های رسانه ای دنیا هم وقت و انرژی زیادی را صرف برنامه ریزی و اجرای برنامه هایشان برای ما می کنند.
با این مقدمه ی کوتاه خواستم تا خودمان را متوجه آن سوی تساوی بکنم و منظور از تساوی یا همان معادله تلاش و هزینه ی دنیای صاحب رسانه در یک طرف و در طرف دیگر مصرف و تغذیه ی جهان سوم و دیگر مشترکان این محصول هستند.
به عنوان مثال با کمی دقت و تفحس در بازار افکار و اندیشه های مردم می توان دید که هر کس به راحتی و بدون هیچ ترسی(منظور از ترس ترس از ندانستن و کم دانستن است) وارد مباحث تخصصی می شود بدون آنکه قبل از اظهار نظر کمی تامل و اندیشه کند . این مثالی بسیار عینی از لطمات رسانه در کنار فواید آن است. اما واقعا این اطمینان از کجاست؟
ابزارهای رسانه ای همچون اینترنت یکی از مسببان اینگونه فجایع هستند زیرا یکی از مشخصه های کاربردی و جذاب آن این است که هجم عظیم اطلاعات را در زمان بسیار کوتاهی می تواند به کاربر منتقل کند .شاید این به خودی خود اشکال چندانی نداشته باشد اما از آنجا که به صورت یک پشتوانه ی اطلاعاتی کاذب عمل می کند دارای خطراتی است. از آن جمله می توان به سطحی شدن تفکرات مخاطبانش اشاره کرد.
در پاراگراف قبل به دو نکته اشاره کردم که بد نیست کمی به آنها بپردازم اول پشتوانه ی کاذب بودن آن . به این دلیل آن را کاذب میدانم که اطلاعات به صورت مفیدی دسته بندی نشده و نکته ی مهم دیگر آن کارشناسانه و صحیح نبودن بیشتر اطلاعات آن است .
نکته دوم و مهم تر سطحی شدن تفکرات مخاطبان است . زمانی برای دانستن مطلبی باید فرسنگ ها راه را می پیمودند تا میتوانستند در آنجا حکیمی را بیابند و از او کسب علم کنند خود این مسئله (سختی کسب علم) باعث ارزش آن و همینطور عمق بخشی به آن نزد دانشجو(مراد کسیست که طالب علم است) می شد چرا که دانشجو از آن جا که می دانست منابعش کم است بر روی منابع اندک خود تمرکز و تامل بیشتری میکرد. و این امر باعث میشد تا جایی که امکانش بود خود مسائلش را حل کند وبه دنبال همین امر اکتشافات و اختراعات زیادی روی دهد ولی در امروز جهان وقتی ما میدانیم که برای هر سوالی جوابهای متعددی می توانیم بیابیم دیگر لزومی نمیبینیم که روی مسئله ی خودمان تامل کنیم.
از اینجا به بعد در یک سیکل قرار میگیریم .سیکلی که شروع آن با تغذیه ی اطلاعاتی رسانه ها (توجه :هیچ کدام از ابزارهای رسانه ای در اختیار تفکرات واندیشه های ما نیست) برای ما شروع میشود و در ادامه و به دنبال تغذیه اطلاعاتی ما ذائقه ی ما نیز تغییر میکند و این امر برای مشتری نگاه داشتن ما از سوی صاحبان رسانه الزامی است .
و در نهایت این سیکل کوچکی که ما در آن قرار گرفتیم چرخ دنده ای خواهد شد تا در ماشین سرمایه داری بتواند نقشی ایفا کند .
البته باید توجه داشت که مطلب قبل با کمی تغییر و در جاهایی کمتر یا بیشتر برای دیگر ابزارهای رسانه ای نیز قابل مطالعه است همانند رادیو – تلویزیون – روزنامه و...
در رابطه با تلویزیون موضوع کمی متفاوت تر است چون با جذابیت های بصری بیشتر و قدرتمندی بیشتری وارد میشود و از نکات قابل ملاحظه ی آن می توان به قدرت پوشش آن برای تمامی اقشار یک جامعه اشاره کرد که خود همین امر نیز باعث پیچیدگی و دشواری آن در زمینه ی برنامه ریزی و پیاده سازی آن است .و نکته ی دیگر همانند اینترنت اطلاعات وسیع را در اختیار مراجعینش قرار نمیدهد بلکه در ضمن اطلاعات به جنبه ی محوری خود یعنی سرگرمی نیز میپردازد.
ادامه دارد... .